X
تبلیغات
رایتل

نه گفتنی !

الان دو سه روزه که با دوستای قدیمی خلوت کردم و خبرای داغ داغی می شنوم ازشون و در موردشون و این حال و هوامو عوض می کنه .. از بین همشون ه.ر بیشتر منو به وجد میاره .. با اون طرز فکر جالبش به دنیا و با اون هوشه فوق العاده و پشتکارش ... هیچ وقت یادم نمیره کلاس پنجم ابتدایی چطور با قاطعیت در جواب معلمون که ازش پرسید می خوای چه کاره شی ؟ گفت می خوام دکترای فیزیک هسته ای بگیرم خانوم .. و عجیب اینکه الان دانشجوی ارشد ژئو فیزیکه دانشکده بین المللی زلزله است .. ! 

امروز زیاد با هم حرف زدیم و خودش گفت که تو تمام مدت حرف زدنمون داشته تو خونه ی ۴۰ متری فرمانیه اش قدم می زده و برخلاف مکالمه های اینجوری اصلاْ خسته نشده و اصرار داشت که دو سه هفته دیگه که اومد اراک ببینمش تا در مورد دلایلش برای اصرار به شرکت در تجمعات باهام صحبت کنه ! 

 

بهم گفت که به نیروی های مثبت دنیام توجه کنم و برام توضیح داد که جمله ی گشتم بود .. بگرد هسته پشت یه مینی بوس چقدر بهش امید و انرژی داده تو لحظه ای که کاملاْ بریده بوده ... در مقابل غرغرام فقط گفت از ماست که بر ماست .. اول با خودت کنار بیا ! و با همین یه جمله روحم تازه شد و خیلی از چیزایی که از همه مخفی کرده بودم رو براش گفتم!

 

 ه.ر تو خیلی از زمینه ها می تونه الگوی خوبی باشه ... باید سعی کنم دوباره برگردم به فازای خوبه قدیمی !   

دیروز : برای اولین بار و آخرین بار رفتم معدن شرکتمون رو دیدم و بازدید خوبی بود.. بی قید و شرط و آزاد... تا اونجایی که بدون هیچ ترسی یه لیوان از آب سرچشمه روستای همسایه معدن خوردم .. در کل روزهای عجیبی رو دارم پشت سر می ذارم !  

 

من و تو : تو خواب و بیداری .. تو قهر و آشتی .. تو دنیای واقعی و مجازی دلم فقط برای تو می تپه دردونه ی من ... یادت نره که فردا به اون جوجه های تو باغ سر بزنی  

[ دوشنبه 19 مرداد 1388 ] [ 22:22 ] [ Yaprak ]
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 84834

بک لینک فا