نه گفتنی !

okey a.....,müşkül nis.Görüşmek üzere hoşçakal..A.Y 

یعنی دو روز تموم من منتظر این یه خط نامه بودم که مدیرعاملمون برام ایمیل کنه تا من مطمئن بشم بعد از چهار ماه مثل تراکتور کار کردن می تونم برم مرخصی و بعد از ۶-۷ سال چشمم به جمال زیبای دریای خزر روشن بشه .. بعد دقیقاْ امروز وقتی سند آزادیم برام میل شد .. بعد از اینکه ۲ ماه من منتظر خاله پری عزیز بودم اما رونما می خواست تا خودشو بهم نشون بده ..تشریف فرما شدن تا بساط شنا و شلپ شلوپه منو به هم بریزه .. می بینی تو رو خدا ؟؟‌ 

این اسپری سالبوترکس هم رو میزمه تو این هاگیر واگیر منو یاده یه خاطره ای می اندازه که اگه تعریفش کنم کلاْ دیگه این پست بار بهداشتی بودنش بالا میره 

 قضیه از این قرار بود که این آلودگی هوا که ۲-۳ هفته ای هست نازل شده بدجور باعث ضعیف شدن بدن من و مریضیم شد .. نشون به اون نشون که پنجشنبه همون هفته ای که بیتانم اومد ایران منو برد کلینیک و وقتی سرم برام سوار کردن کلی دست و پامو که مثل یخ سرد شده بود رو ماساژ داد ( انگار نه انگار که از صبحش داشتم تو تب می سوختم ) بعدم رفتیم خونه برام لقمه می گرفت می ذاشت تو دهنم و کلی قربون صدقه ام می رفت که بخورم تا جون بگیرم ..بعدشم بهم گفت که یه ساعت بخوابم تا داروها و آمپولا اثر کنه و خودش رفت برام سوپ درست کرد ( قربون مرد مهربونم برم که یه تار موشو با دنیا عوض نمی کنم ) .. اون روز اینقدر تب و لرز داشتم و عرق کردم که بیتانم هر چی لباس داشت به فاصله نیم ساعت - یه ساعت می داد به من تا من لباسمو عوض کنم .. دیگه خودتون تصور کنید چقدر من عرق می کردم که هر لباسی می پوشیدم نیم ساعت بعدش خیس عرق می شد .. خلاصه خیلی سخت گذشت اون روز و اگه بیتانم نبود برای خودم دور از ذهن نیست که الان نبودم .. ( بیتانم انشالله خدا بهت خیر بده که واقعاْ اون روز نجاتم دادی .. انشالله دست به خاک می زنی طلا بشه عزیز دله خوچگلم

 تو همون روزا این آلودگی هوا و خاکی بودن آسمونم مزید بر علت شده بود که من نفسم در نیاد برای همین به مستخدممون گفتم برام از داروخانه اسپری سالبوترکس بخره و چشمتون روزه بعد نبینه به جای دو تا پیف  ۱۰ - ۱۲ پیف استفاده کردم و همین باعث شد که تا چهار پنج روز هر دو ساعت یه بار دستشویی لازم بشم .. حتی شبا تو خواب مجبور می شدم پاشم برم دستشویی و اون موقع بود که فهمیدم که این پیر مرد پیرزنای بیچاره که تکرر ادرار دارن شبا چی می کشن .. بدترین قسمتشم تو شرکت بود که جلوی اون همه جنس مذکر باید هی پا می شدم می رفتم دستشویی .. بیتانمه بیچاره رو هم کچل کردم از بس هی می گفتم جیش دارم  

حالا همه ی اینا رو گفتم تا بدونید از این به بعد اسپری سالبوترکس منو یاده شب زنده داربام میندازه  

 

منو اینقدر عاشقت نکن !!!‌ : چند بار بهت گفتم دردونه ؟ چند بار گفتم عاشق بشم دیونه می شم بعد یه روز میام می کشمت .. دیشب تا ساعت ۳ خوابم نمی برد .. دلم آروم و قرار نداشت .. وقتی شب اول اینقدر سخت بگذره وای به حال روزای سیاه دلتنگی !!! 

وقتی اینجایی از بس بهم عشق و آرامش می دی و لوسم می کنی ساعت ۱۱ به زور چشمامو باز نگه می دارم ..  اما وقتی تو نیستی ......

[ دوشنبه 29 تیر 1388 ] [ 12:54 ] [ Yaprak ]
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 85867

بک لینک فا