X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

نه گفتنی !

 Baby you’re perfect for me
you are my gift from heaven
this is the greatest story of all times
we met in like in a movie
so meant to last forever
and what you’re doing to me
feels so fine

angel I wake up
and live my dreams
endlessly
crazy for you

can you feel the rhythm in my heart
the beats going Düm Tek Tek
always out it like there no minute
feels like there’s no way back
can you feel the rhythm in my heart
the beats going Düm Tek Tek
always out it like there’s no minute
feels like there’s no way back

baby i read all answers
in your exotic movements
you are the greatest dancer of all times
you make me feel so special
no one can kiss like you do
as it is your profession
feel so fine

angel i wake up and live my dreams
endlessly
crazy for you

can you feel the rhythm in my heart
the beats going Düm Tek Tek
always out it like there no minute
feels like there’s no way back
can you feel the rhythm in my heart
the beats going Düm Tek Tek
always out it like there’s no minute
feels like there’s no way back

can you feel the rhythm in my heart
the beats going Düm Tek Tek
always out it like there no minute
feels like there’s no way back
can you feel the rhythm in my heart
the beats going Düm Tek Tek
always out it like there’s no minute
feels like there’s no way back

always out it like it no minute
feels like there’s no way back
always out it like there’s no minute
feels like Düm Tek Tek

 

بعله دیگه دیروز بعد از ۲۱ روز دوری بیتانم به آغوش غربت برگشت و این سعادت نصیبش شد که روز ۲۲ بهمن در هوای ایران نفس بکشه  

از دیروزم تا حالا هزار بار این آهنگه دوم تک تکه حدیثه رو که برام ریخته رو فلش دیدم و قراره برای ولنتاین براش دوم تک تک برقصم ( خیلی سخته

جونم براتون بگه که من وقتی داشتم پست پایین رو می نوشتم ناراحت یا عصبانی نبودم فقط داشتم باهاتون دردل می کردم عزیزای دل ...  دیگه دوست نداشتم راجع به این موضوع حرف بزنم اما خوب یه سری توضیح بدم بد نیست .. 

نانازی جونم گفته بود من خودمو بذارم جای اون زن شوهر دار و ببینم که چه حسیه وقتی تمام تلاشمو می کنم که مردمو نگه دارمو اون میره با یکی دیگه ... خوب نانازی جونم به نظر من فاتیشما ( خانوم بیتانم ) همه تلاششو نکرده .. گرچه اینم باز دلیل نمیشه اما به نظر من خیلی موثر می تونه باشه ...  

پانتی عزیزم تو منو ناراحت نکردی فقط حرفات بهونه ای شد برای دردل کردن من ... مرسی که باعث شدی خودمو تخلیه کنم .. درمورده راه حلی هم که گفته بودی باید بگم در مورد من و این آدم این قضیه شدنی نیست .. چون دو تا عامل فرهنگ و زبان خواه ناخواه اینقدر فاصله ایجاد می کنه بین خودمون دو تا که دیگه درمورد خانوادش من عملاْ هیچ کاری نمی تونم بکنم ! 

هم اینجا روی ماه همتونو بازم می بوسم و ممنونم که نگرانمیت .. این yaprak دیوونه خیلی دیونه است .. خیلی خیلی ها  

خوب جونم براتون بگه که تو این ۲۱ روز من هر روز با  بیتانم مکالمه تلفنی داشتم و دو سه روز مونده به آمدنشم تحت تاثیر جو خیلی بدی که توش قرار داشتم و اوضاع نابسامان روحیم زنگ زدم و فقط یک ساعت گریه کردم و گفتم من دیگه نمی خوام و از این حرفا  ولی بیتانم فقط گفت من همه این حرفها رو نشنیده می گیرم و اگه دوستت نداشتم نمی ذاشتم حتی ۱۰ ٪ این حرفها رو بزنی و حالی به احوالت می دادم که بیا و تماشا کن  بعدشم گفت من دوشنبه میام دفتر و کی می تونه حس اون لحظه ی منو بدونه ؟ بعد از یه روز اعصاب خورد کن بعد از اونهمه گریه .. بعد از اون همه دعوا یه دفعه زدم زیر خنده در صورتی که از صدای خودمم سرم درد می گرفت  

فرداشم چون سرما خوردگیه سختی گرفته بودمو و ریه هام حالت بُرونشیت داشت با نرجس و موجبر ( شوهر نرجس ) رفتم دکتر تا زودتر خوب شم ( لج کرده بودم با خودم وقتی بیتانم نبود و به خودم نمی رسیدم ) خلاصه بعد از زدن دو تا کورتون و خوردن یه عالمه کورتیماکسازول و آموکسی کلاو و کتوفین و ... به وضعیت مناسبی برای پیشواز رسیدم  

شنبه هم با نرجس رفتیم آرایشگاه و بعد از ۳ هفته همه ی ریش و پشما رو به باد دادم و اینقدر ابروهام نازک شده بود که فقط با نرجس یه ساعت می زدیم تو سر خودمون که چه طوری برم خونه با این ابروها  

یکشنبه هم باز با نرجس بعد از شرکت رفتیم بیرون و من یه عالمه لوازم آرایشو مانتو و لباس ذ.ی.ر و اپیل لیدی و وسیله قری فری خریدم .. ساعت ۹:۳۰ رسیدم خونه و افتادم به جون دست و پام و حسابی تمیز کاری کردم آخه این سه هفته دست به هیچی نزده بودم .. به قول یکی از دوستام : عدم اپیلاسیون در ایام غیبت نشانه وفاداری شماست  

بعدم هی بیتانم از فرودگاه بهم زنگ می زد الان ترابزنم .. الان استانبولم .. الان تهرانم .. اصلاْ نتونستم بخوابم .. صبحم رفتم یه دوشه مشت گرفتم و کلی موهامو با آیرن صاف کردم .. آرایش کردم .. لنز خاکستری گذاشتم .. موهای هایلایت شدمو افشون کردم و کلی از عطری که بیتانم برام خریده بود به خودم زدمو رفتم شرکت .. در برخورد اول همه همکارا این مدلی شدن از دیدن من  که چی شده این خانومه بعد از سه هفته باز رو آورده به جینگیلی مستون کردن و اصلاْ هم هیچ کی نفهمید که اینا همش و همش به خاطره  بیتانمه  

دیگه چطوری دیروز به من گذشت بماند .. اما خیلی حس خوبیه که فقط از دیدن یه نفر از فاصله یه متری مست بشی ...  

حالا که من خوب شدم  بیتانم سرما خورده .. امروزم رفت برای سرکشی به کارخونه و نتیجه اش اینه که الان یه yaprak دلتنگ نشسته تو اتاقشو با صدای بلند داره گیتمه گولوم گوش می کنه  

ولنتاینم که نزدیکه و من موندم با یه جیب خالی و یه ذهن خالی تر از سوژه که چی بخرم ؟ باید به بیتانم بگم زودتر حقوقمونو بده وگرنه بدون کادوی ولنتاین می شه 

خوب دیگه اینم از حال و روز من تو ایام غیبت ..بیام ببینم شما چه می کردید تو این مدت . 

بازم می گم  

دوستتون دارم اندازه ی مهربونی دلاتون که بی انتهاست  

و باز هم :  

Benim için mükemmelsin
Cennetten verilmiş bir hediyesin
Tüm zamanların en iyi şarkısı bu
Bir filmdeki gibi karsılaştık
Sonsuza kadar sürecek gibi
ve bana ne yapıyorsan
Çok iyi hissettiriyor

Meleğim uyandım
ve düşlerimde yaşıyorum sonuna kadar
Sana deli oluyorum

Ritmi kalbimde hissediyor musun
Tempo devam ediyor düm tek tek
tek bir dakika bile yok
hissediyorum kaçış yok

Bebeğim bütün cevapları aldım
senin egzotik hareketlerinde
gelmiş geçmiş en iyi dansçısın
çok özel hissettiriyorsun
kimse senin gibi öpemez
bu senin sanatın gibi
çok iyi hissettiriyor

Meleğim uyandım
ve düşlerimde yaşıyorum sonuna kadar
sana deli oluyorum

[ سه‌شنبه 22 بهمن 1387 ] [ 20:58 ] [ Yaprak ]
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 85589

بک لینک فا