X
تبلیغات
رایتل

نه گفتنی !

 صدا بزن مرا شبی، به غربتی که ساختی 

 به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

 

وقتی کامنت پانتی برای پست پایین رو خوندم ناخود آگاه خیلی مسائل اومد تو ذهنم .. تَبو های اجتماعی .. تفکرات حاکم بر جامعه .. حرفهای قشنگ و حقیقتهای زشت  

مرد 

مرد 

مرد 

مرد  

تمام مردان زندگی من ! 

به نظر شما مرد زن دار با پسر خونه چه فرقی داره ؟  

به نظر من هیچی  !

تنها فرقشون اینه که مرد زن دار زنشه که رو روابطش حساسه اما پسر خونه مادر یا خواهرش روابطشو کنترل می کنن ... ولی در هر دو حالت هیچ کدوم نمی تونن اونطوری که می خوان کنترل همه چیزو داشته باشن  چون 99 ٪ مردها دنبال داشتن یه رابطه جدیدن .. دوست دارن یه عشق مخفی داشته باشن .. حتی اگر زنشون یا دوست دختر فعلیشون از همه لحاظ پِرفکت باشه .. یعنی حتی اگه از لحاظ جسمی بهت خیانت نکنن تو ذهنشون بارها و بارها به تو خیانت می کنن ( این گفته یه مرده )

یه مرد وقتی خودش بخواد عاشق میشه .  این یه اصل مهمه که نباید فراموش کنی ..اون وقتی حس کنه که نیاز داره قربون صدقت بره .. برات کادو بخره .. ببرتت بیرون .. یا مهربون باشه همه این کارا رو انجام میده ... وقتیم که نخواد تو نباید توقع داشته باشی چون اون وظیفه ای نداره .. اما تو در همه شرایط باید زن خوبی باشی .. دوست دختر خوبی باشی .. یا معشوقه ی خوبی باشی .. 

من الان به اندازه ی کافی دور و برم شلوغ هست .. شکست عشقی یا احساسیم نخوردم ( گرچه به نظر من عشق وجود خارجی نداره ) پس چیزایی که نوشتم به خاطر تنهایی یا افسردگی نیست صرفاْ بیان دیدگاهه ...  

پانتی ، عزیزم  نمی دونم چرا وقتی کامنتتو خوندم خودمو تو نقشه اون همکارت دیدم که با رئیس سابقتون رابطه داشت و تو تونسته بودی بدون اینکه اون بفهمه بری تو میلشو نامه هاشو بخونی .. بعد میامدی برامون تعریف می کردی که اون دو تا چطوری تو نامه هاشون همه ی اجزاء بدن همو خطاب قرار میدن و قربون صدقه هم میرن  

خیلی حس بدی بهم دست داد .. خیلی...! اما این دلیل نمیشه که من بخوام وجود بیرتانم رو نفی کنم ..  

بیرتانم یه مرد ۳۷ - ۳۸ ساله است که ۳ تا بچه داره .. مردیه که روح خیلی بزرگی داره و منبع آرامشه ... کسی که تو این ۱۱ ماه منو رام کرد و دوباره با زندگی آشتی داد و زخمهایی که گیگیل توی روح و روان من ایجاد کرده بود درمان کرد .. آره من دوستش دارم .. خیلی زیادم دوستش دارم .. بهش می گم بیرتانِم چون تو ترکی یعنی دُردونه و واقعاْ هم برای من همینه ..  من توی بیرتانِم دنبال آرامش می گردم نه ازدواج که تو نوشته بودی مگه پسره مجرد قحطه که رفتی عاشق مرد زن دار شدی ؟؟ ...

عزیزم ازدواج .. صکص و .. جزء نیازهای هر آدمیه اما من فعلاً دنبال خواسته های روحمم نه جسمم .

و روح من عجیب در کنار جیجیم ( اینم یه اصطلاحه ترکیه ) آروم میشه .. چون بلده چطور آرومم کنه .. اینقدر ما به هم نزدیک شدیم که از خصوصی ترین لحظه هاش برام گفته .. از تمام معشوقه هاش تو این 37-38 سال ... عکس اولین دوست دخترشو بهم نشون داده ( یه دختر بچه 7 ساله که با هم کلاس اول همکلاسی بودن ) .. در مورده تمام چیزایی که خانومش تحمل شنیدشو نداره با من حرف زده .. و من گوش دادم با وجوده اینکه حس زنانگیم تحریک میشده !!

نمی دونم کتاب جنس ضعیف اوریانا فلاچی رو خوندی یا نه ؟ اگه نخوندی حتماً بخونش .. من بیشتر حس می کنم یکی از گیشاهای ژاپنی جنس ضعیف فلاچی هستم !

من می خوام اعتراف کنم از وقتی خودمو شناختم عاشق بودم .. عاشق آقای نخبه  .. عاشق آقای بچه مایه دار .. عاشق آقای استاد دانشگاه ..عاشق آقای دکتر ... عاشق گیگیل که ۴ سال باهاش بودم .. عاشق بیرتانِم ... و صد البته مردا و پسرای دیگه ای هم تو زندگیم بودن که منو دوست داشتن و یه مدت مهمون ذهن من بودن...

من نمی خوام ادعا کنم که دختر چشم و گوش بسته ایم همونطور که نمی خوام بگم خیلی اونطرفیم .. من یه دختر معمولیم مثل تو .. مثل بقیه .. مثل همه ی دخترا که دلشون گورستون عشقای مخفیه .. فقط فرق من با بقیه اینه که همیشه یه گل روی قبر هر عشق مرده ای می ذارم .. نمی ذارم یادم بره .. قایمشونم نمی کنم .. نمی خوام یادم بره این آدما رو .. چون هرکدومشون یه تیکه از پازل زندگیه منو کامل کردن و یه درس بهم دادن:

ای زن که دلی پر از وفا داری

از مرد وفا مجو ، مجو هرگز

او معنی عشق را نمی داند

راز دل خود به او مگو هرگز

من یه مدت روزانه نویس صرف بودم .. وقتی صفحه ی وبلاگم میامد بالا پر بود از قربون صدقه رفتنو قلب و گل و بلبل ..  اما الان وبلاگم شده حالت دفترچه یادداشت .. ثبت یه سری چیزای خاص ... نمی دونم شما از این مدل خوشتون میاد یا نه .. ولی الان فقط برای دل خودم می نویسم ... چون نقد و بررسی مسائل روز هم منو جذب نمی کنه .. بنویسم که چی بشه .. گلایه کنم که چی بشه ؟ چی عوض میشه ؟

پس ترجیح میدم فعلا فقط فقط برای دل خودم بنویسم بدون سانسور بدون غلو بدون کم و زیاد ... اگه نوشته هام ناراحتتون میکنه از همین جا از همه معذرت می خوام و روی گل همتونو می بوسم 

فقط یه خواهش دارم ازتون .. اینکه عرف جامعه رو اینجا هی به یادم نیارید .. من به اندازه ی کافی تو دنیای واقعی نیش و کنایه می شنوم .. بذارید اینجا واقعیتها رو بنویسم بدون اینکه نگرانه این باشم که کسی می فهمه من سیگار می کشم یا عاشق یه مرد زن دارم یا هر چیزه دیگه.. 

 باشه ؟؟

(بر کفر من نخند .. من به ندانسته های خود ایمان دارم )

[ جمعه 11 بهمن 1387 ] [ 21:34 ] [ Yaprak ]
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 85412

بک لینک فا